مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
64
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
آنگاه در حالى كه مىگريستم نشستم و گفتم : به خدا سوگند على ( ع ) هرگز در هيچ سخنى به من دروغ نگفته است ؛ و از هيچ چيز به من خبر نداده مگر آنكه همان گونه بوده است ؛ زيرا رسول خدا ( ص ) چيزهايى را به او خبر مىداد كه به ديگران خبر نمىداد . من بى تابى كردم و بيرون آمدم و اين هنگام طلوع فجر بود . به خدا سوگند مدينه را ديدم كه مه آلود است و هيچ نقطهاى از آن پيدا نيست . سپس خورشيد طلوع كرد و آن را به گونهاى ديدم كه گويى در كسوف است و ديدم كه گويى بر ديوارهاى مدينه خون تازه است . سپس در حالى كه مىگريستم نشستم و گفتم : به خدا سوگند حسين كشته شده است ! و شنيدم كه صدايى از سوى خانه مىگويد : اصبروا آل الرسول * قتل الفرخ النحول نزل الروح الامين * ببكاء و عويل اى خاندان پيامبر شكيبا باشيد ، حسين ( ع ) كشته شد و جبرئيل امين با آه و ناله فرود آمد . سپس با صداى بلند گريه كرد و من نيز گريستم . من آن ساعت را پيش خود ثبت كردم ، روز دهم محرم بود . پس از آن كه خبر شهادت امام حسين ( ع ) به ما رسيد ديدم كه در همان تاريخ كشته شده است . اين داستان را همراهانش نقل كردند ؛ و گفتند : به خدا ما نيز آنچه را كه تو شنيدى شنيديم ؛ و ما در ميدان نبرد بوديم و نمىدانستيم كه او كيست ؛ و مىپنداشتيم كه خضر ( ع ) است . « 1 » 3 - ابو نعيم اصفهانى به نقل از اصبغ بن نباته مىنويسد : همراه على ( ع ) به محل قبر حسين ( ع ) آمديم . حضرت فرمود : اينجا محل فرود آمدن و بار اندازشان است خونهايشان در اينجا مىريزد ، جوانانى از آل محمد در اين نقطه كشته مىشوند كه آسمان و زمين بر آنها مىگريند . « 2 »
--> ( 1 ) - امالى ، شيخ صدوق ، ص 478 - 480 ، مجلس 87 ، شماره 5 ؛ كمال الدين ، ج 2 ، ص 532 - 535 ، باب 48 ، شماره 1 ؛ و ر . ك : الخرائج و الجرائح ، ج 3 ، ص 1144 ، شماره 56 ؛ الفتوح ، ج 2 ، ص 462 - 463 . ( 2 ) - دلائل النبوه ، ابونعيم اصفهانى ، ج 2 ، ص 581 - 582 ، شماره 3 ؛ اسدالغابه ، ابن اثير ، ج 4 ، ص 169 بهطور مرسل از غرفة ازدى ، با اندكى تفاوت ؛ در ارشاد مفيد ، ص 175 ، آمده است : اينجا محل فرود آمدن و قتلگاهشان است . در تهذيب طوسى ، ج 6 ، ص 72 ، شماره 138 آمده است : « محل فرود آمدن و قتلگاه شهيدانى كه هيچ كس از پيشينيان بر آنان سبقت نمىجويد . »